بازدید از شهرک غزالی یکشنبه ششم فروردین 1385 20:43

سلام...امروز که اومدم واسه آپ میخوام یه خاطره ی خوب از بازدید شهرک سینمایی غزالی براتون بگم:

ساعت 9:30 صبح روز یکشنبه دو ماشینه به مقصد شهرک حرکت کردیم و حدود 40 دقیقه بعد تو شهرک بودیم.ورودی شهرک به خیابان لاله زار سال 1315 باز میشد.اولین چیزی که توجه آدمو جلب میکرد آهنگای قدیمی و آشنایی بود که از نوار فروشی اول خیابون پخش میشد ...آهنگایی مثل: شد خزان, الهه ناز,گل مریم و... که جو رو برای گشت وگذار قدیمی مناسب میکرد...وارد خیابون شدیم...یه خیابون سنگی با کلی مغازه که خدابیامرز علی حاتمی واسه فیلم هزار دستانش ساخته...که البته فیلمای زیاد دیگه ای مثل کیف انگلیسی(حقیقتش بقیه شو که نوشته بود یادم نمونده!!!) تو همین قسمت شهرک فیلم برداری شده...مغازه هایی که بودن : کافه فردوس, بادبزن های وستینگ هاوس!(یعنی خانه های غربی!),کفش مردانه ی طوطی,رادیو سازی سینا؛چراغ سازی فروزنده,جواهر فروشی قازاریان,دکون مش رمضون,آرایش با آب اسطوخودس(!!!!!),مطب دکتر احمدی(شکسته بند,دیپلمه از آلمان!!)(پذیرایی صبح و بعد از ظهر!),اطوشویی برف,پیرایش جوانی و خلاصه کلی دیگه ازینجور مغازه های ریز و درشت. ساختمونای مهم خیابون,ساختمان رادیو ایران, ساختمان شهرداری,گراند هتل(توش پر از میز و صندلیای قرمزو یه لوستر شاه عباسی سبز بود!),سینما ایران( کینگ کنگ,فیلمی به یاد ماندنی,محصولی از آمریکا...درجه 1 :3 قران, درجه 2: 2 قران ,درجه 3 : 1.5 قران!!!) اداره ی مالیه( انتهای خیابون) ... راستی میدون توپخونه رو جا انداختم میدون با عظمت و سرسبزی که در حال حاظر تبدیل به انبار شهرک شده!

وارد یه کوچه ی قدیمی شدیم که یه کافه ی سنتی توش بود که کنج کافه,پر از عکسای بازیگرای معروف قدیمی(بهروز وثوقی,فردین,بیکمان وردی و داریوش) که چند تاعکس به یادگار ازونجا خریدم...از دریچه ی انتهای کافه,وارد محوطه ی بازی شدم که در نگاه اول کالسکه سفیدی چشممو گرفت...با پیشنهاد من, همه سوار کالسکه شدیم و به قسمتای دیگه ی شهرک سفر کردیم...کالسکه چی,بعضی از قسمتای دیگه ی شهرکو برامون توضیح میداد, قسمتایی مثل شهر اورشلیم(محل فیلم برداری فیلم مریم مقدس),یثرب(برای فیلم امام علی)ُقبرستان بقیع,خانه ی قطام و,شهر قدیمی هرات(محل آینده ی فیلم برداری شهرآشوب).وقتی از کالسکه پیاده شدیم,رفتیم شهر اورشلیم.لوکیشن بزرگ و جالبی بود,در ورودی معبد بزرگ اورشلیم,خونه ی خود مریم مقدس(گوشه ی حیاط),ستونای بلندی که البته با گچ و یونولیت(!!) ساخته شده بود(سر کاری!) بازارشم که صحنه ی آخری که حضرت عیسی تو بغل مادرش با مردم شهر صحبت میکنه جالب بود...خلاصه به هر سوراخ سمبه ای که فکرشو بکنین سر زدیم وکلی فیلم و عکس که از خودمونو اونجا گرفتیم...

توصیه میکنم کسایی که اینجارو ندیدن حتما ببینن,اوناییم که دیدنم دوباره برن ببینن چون واقعا جالبه.

فعلا بای...رای یادتون نره           

نوشته شده توسط javid  | لینک ثابت |